دفاع کردن
معنی انگلیسی
defend shield
واژههای انگلیسی با این معنی
- plead دفاع کردن، محاجه کردن، برهان نمايي کردن
- defend دفاع کردن (از)، پناه دادن، پشتي کردن
- defendable دفاع کردن (از)، پناه دادن، پشتي کردن
- makki دفاع کردن (تکواندو)، ماگي
- assert oneself از حق خود دفاع کردن
- detachment parry دفاع با دور کردن شمشير حريف
- eot geo reo باز کردن دفاع ضربدري (تکواندو)
- pre audience حق زودتر سخن گفتن يا دفاع کردن
- ward off دفع کردن، دفاع کردن، از خود دور کردن.
- propugn حمايت کردن از، دفاع کردن از، محقق کردن
- fortifies داراي استحکامات کردن، اماده دفاع کردن، سنگربندي کردن
- fortify داراي استحکامات کردن، اماده دفاع کردن، سنگربندي کردن
- mayhen اندام (کسيرا) بريدن، از وسيله دفاع محروم کردن
- tae دفاع با پا، پرش کردن با پا، دفاع کردن
- barricade سنگربندي که بشتاب درکوچه اي درست کنند، مسدودکردن، دفاع کردن
- champion پهلوان، قهرمان، دفاع کردن
- deraign اثبات کردن، هواخواهي کردن از، دفاع کردن
- implead دادخواست دادن، عرضحال دادن، دفاع کردن.
- vindicate حمايت کردن از، پشتيباني کردن از، دفاع کردن از
- protect نگهداري کردن، حفظ کردن، محافظت کردن
- bield شيرکردن، تشجيع کردن، شهامت دادن
- kwon دفاع با دست، ضربه زدن با دست و خرد کردن، با پا (تکواندو)
- pleadable عنوان کردن، مناسب براي دفاع، موجه