دلگرمی معنی انگلیسی assurance consolation encouragement reliance trust واژههای انگلیسی با این معنی sanguineness دلگرمي، خوش بيني، اميدواري sanguinely از روي دلگرمي، از روي خوش بيني، خوش بينانه confidence اطمينان، دلگرمي، خاطرجمعي assurance اطمينان، دلگرمي، اعتماد بخود encourage تشويق، دلگرمي، تشجيع encouragement تشويق، دلگرمي، تشجيع assuredness اطمينان، دلگرمي، خاطر جمعي assurable اطمينان دادن، خاطر جمعي يا دلگرمي دادن، حتمي کردن assure اطمينان دادن، خاطر جمعي يا دلگرمي دادن، حتمي کردن undoubting اطمينان دادن، خاطر جمعي يا دلگرمي دادن، حتمي کردن reliance اعتماد، توکل، تکيه reliantly اعتماد، توکل، تکيه