دنباله معنی انگلیسی continuation elongation rear sequel stern suffix tail trail train واژههای انگلیسی با این معنی trail دنباله، (در توپ) گاو اهن، خط suite دنباله، رشته، ملتزمين sequel دنباله، عقبه، نتيجه continued form دنباله full-bottomed دنباله دار، داراي دنباله دراز، ته پهن followism دنباله روي extension lines خطوط دنباله tailing factor ضريب دنباله tether دنباله افسار، کمند، حدود picket line دنباله افسار، کمند، حدود tail cone دنباله مخروطي deference need نياز دنباله روي blazing star ستاره دنباله دار، (م.م .- مج.) هرچيزي که مورد توجه ديگران باشد. comet ستاره دنباله دار serioprallel دنباله اي و موازي. cometography شرح ستاره دنباله دار ship haven طراده هاي دنباله کشتي، يک کش کشتي cometary وابسته بستاره دنباله دار cometic وابسته بستاره دنباله دار kohoutek ستاره ي دنباله دار کهوتک sea tail دنباله دريايي يکانهاي هوارو، بنه دريايي، يکانهاي هوارو که با کشتي حمل مي شود cometology گفتاردرستاره هاي دنباله دار liripipe دنباله ي دراز کلاه يا گردن آويز complete transaction معامله قطعي و تمام شده که دنباله، نخواهد داشت