دندانه دندانه
معنی انگلیسی
saw-toothed toothed
واژههای انگلیسی با این معنی
- cog دندانه، زبانه، يکجورکرجي
- denticle دندانه، دندان کوچک
- jag دندانه، کنگره
- serra دندانه، کنگره
- notche دندانه، شيار
- indented دندانه دندانه، کنگره دار، دندان موشي
- serrate دندانه دندانه، اره اي، منشاري
- denticulate دندانه دندانه، کنگره کنگره
- undentate تک دندانه
- dentigerous دندانه دار، داراي ساختمان مضرس.، دنداندار
- jaggedly دندانه دار، دندانه دندانه، ناهموار
- denticulation دندانه ريز، حالت چتردندانه دارياکنگره دار
- knurling tool دندانه ساز، کنگره ساز، الت دندانه سازي
- engrailed دندانه دار، داراي کنگره هاي هلالي.
- gearwheel چرخ دندانه، (دردوچرخه) چرخ رکاب
- dentate دندانه دار، دندانه دندانه
- tooth pitch گام دندانه، گام شيار
- tooth form شکل دندانه
- tooth profile شکل دندانه
- toothed cornice brick آجر دندانه
- tooth gap شکاف دندانه، فاصله دندانه
- tooth clearance بازي دندانه
- zigzag soldering لحيم دندانه
- indentation دندانه گذاري، دندانه، کنگره