دودل معنی انگلیسی hesitant infirm oscillator scrupulous shaky undecided vacillating weak-minded واژههای انگلیسی با این معنی hesitant دودل، درنگ کننده، تامل کننده double-minded دودل، متلون، فريبنده undecided نامعلوم، دودل، مردد shilly shally دل دل کردن، دودل بودن، ترديد راي داشتن dither لرزيدن، (درمحاوره)دودل بودن، هيجان. irresolute بي عزم، بي تصميم، مرد د stagger تلو تلوخوردن، يله رفتن، گيج خوردن staggeringly تلو تلوخوردن، يله رفتن، گيج خوردن fluctuate بالاوپايين رفتن، تغييرکردن، ثابت نبودن