ذخیره کردن
معنی انگلیسی
bespeak hoard reserve save stockpile store
واژههای انگلیسی با این معنی
- fish out تمام کردن ذخيره ماهي يک منطقه
- dissave ذخيره خود را براي کارهاي جاري خرج کردن، بدون پس انداز ماندن.
- stockage ذخيره آماد، ذخيره کردن، ذخيره
- lay in اندوختن، ذخيره کردن، ادعا کردن
- power of reservation حق اعتراض، حق نگهداري و ذخيره کردن
- stash انبار کردن، ذخيره کردن (درمحل مخفي براي اينده)، انباشتن
- lay by کنار گذاردن، متروک کردن، ذخيره کردن
- garner انبار، غله، ذخيره کردن
- overstock زياد پر کردن، بيش از حد اندوختن، زياد ذخيره کردن
- excess stock مواد اضافي، ذخاير اضافي، ذخيره کردن بيش از حد لزوم
- reserve نگهداشتن، اختصاص دادن، اندوختن
- accumulat گرد آوري، فراهم کردن، انباشته کردن
- hoard اندوخته، ذخيره، احتکار
- reservoir آب انبار، انبار، مخزن
- CD-I با تلفظ ((سيديآي)) سرنام عبارت "compact، " disc-interactive و استاندارد سخت افزاري و نرم افزاري، نوعي تکنولوژي ديسک نوري است که ميتواند صوت
- spooling تکنيک حداقل کردن اختلاف سرعت بين سرعتهاي، داخلي کامپيوتر و وسايل ورودي و خروجي، فرآيندي که بوسيله آن دستگاههاي ورودي و
- power up روشن کردن يک کامپيوتر يا دستگاه جانبي، اقداماتي که به هنگام روشن شدن برق توسط، يک پردازنده کامپيوتر به اجرا در مي آيد
- EAROM Electrically Alterable ROM، حافظه ROM که مي تواند بدون پاک کردن تمام، اصلاعات ذخيره شده به طور انتخابي تغيير
- head switching فعال کردن نوک خواندن و نوشتن به هنگام، خوانده و نوشته شدن اطلاعات توسط دستگاه، ذخيره با دستيابي تصادفي
- storage ذخيره سازي، عمل انبار کردن، نگاه داري
- stockpile انباشته، ذخيره، انباشته کردن
- replenish دوباره پر کردن، ذخيره تازه دادن (به)
- cache نهانگاه، ذخيره گاه، پنهان کردن