راضی معنی انگلیسی acquiescent agreeable comfortable content contented resigned willing واژههای انگلیسی با این معنی acquiescent راضي، تسليم شونده، ساکت fain راضي، خشنود، ناچار acquiesc راضي، موافق، سکوت کردن به موجب رضايت consentient راضي، موافق instansigent راضي نشو، سخت گير در سياست، ناموافق satisfier راضي کردن، خوشنود کردن، پسند امدن satisfies راضي کردن، خوشنود کردن، پسند امدن satisfy راضي کردن، خوشنود کردن، پسند امدن satisfyingly راضي کردن، خوشنود کردن، پسند امدن satisfiable راضي کردني، راضي شو، متقاعد شدني overweening از خود راضي، خود بين، مغرور self content از خود راضي، رضايت از خود. self complacent از خود راضي self satisfied از خود راضي self-complacent از خود راضي self-satisfied از خود راضي self pleased از خود راضي. selfjustification از خود راضي گري، توجيه خود. buy over با رشوه راضي کردن placebo نسخه بيمار راضي کن roundheel زني که زود راضي به جماع ميشود willing مايل، راضي، حاضر satisfied خوشنود، راضي، متقاعد complacent خوشنود ازخود، راضي، مهربان