راه راه معنی انگلیسی barred streak streaky stripe striped stripy wale واژههای انگلیسی با این معنی way راه، جاده، طريق route راه، خط سير، مسير zonate راه راه، نواره دار، منطقه منطقه corded راه راه، بسته، پيچيده (باريسمان ribbed راه راه، ميل ميلي، دنده دار canaliculate راه راه byway پس راه، بيراهه، کوره راه via از راه، از طريق، ميان راه ditch راه اب، ابرو، نهرکندن vi'a prep از راه، از طريق، راه wayless بي راه، بدون جاده . road junction سه راه، تقاطع راه invious بي راه، بي جاده kluge راه حل، کليد معما road bridge پل راه، راه پل en route در راه enroute در راه barrier راه بند، سد، حصار railway راه اهن، خطاهن، با راه اهن مسافرت کردن seaway راه آبي، روگاه (دريايي)، مسير دريايي road oil نفت راه، روغن براي راهسازي course of action راه کار، روش انجام کار traffic stud سنگ راه، گلميخ چهارگوش intercipient راه بند، جلو گير