راه راه شدن
معنی انگلیسی
streak
واژههای انگلیسی با این معنی
- air landing پياده شدن از راه هوا، هوانشست کردن، فرود هوايي
- cool out راه بردن اسب براي خشک شدن عرق
- air landing facility تاسيسات مخصوص پياده شدن از راه هوا، تاسيسات فرود هوايي
- angle block سد راه شدن از کنار براي منحرف کردن حريف، (فوتبال آمريکايي)
- whipsaw اره دوسر، با اره دو سر بريدن.، با اره ي دو سر بريدن
- sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي
- power up روشن کردن يک کامپيوتر يا دستگاه جانبي، اقداماتي که به هنگام روشن شدن برق توسط، يک پردازنده کامپيوتر به اجرا در مي آيد
- admit پذيرفتن، راه دادن، بار دادن
- accede دست يافتن، رسيدن، راه يافتن
- canter رياکار، زهدفروش، چهارنعل
- staging area منطقه سوار شدن، منطقه بارگيري پرسنل و وسايل در بين راه، منطقه سوخت گيري و آماده شدن براي پرواز
- hobble لنگيدن، شليدن، لنگ لنگان راه رفتن
- penetrate راه يافتن، رخنه کردن، نفوذ کردن
- suffocate خفه کردن، راه نفس (کسي) را گرفتن، خاموش يا خفه کردن
- stoop دولا شدن، خم شدن، دولا راه رفتن
- accedence جلوس کردن، نائل شدن، رضايت دادن
- tumble افتادن، پرت شدن، لغزيدن
- pervade پخش شدن در، پرکردن، منتشر شدن در
- pervasively پخش شدن در، پرکردن، منتشر شدن در
- mosey بحال گردش راه رفتن.، دور شدن، راهي شدن