رسیده
معنی انگلیسی
aged full-blown grown mature
واژههای انگلیسی با این معنی
- mellow رسيده، نرم، پرآب
- ripe رسيده، پخته، جا افتاده
- mature رسيده، کامل، بالغ
- overdue دير رسيده، دير آمده، از موقع ديرترآمده
- belated دير رسيده، بشب افتاده
- solum خاک رسيده، فراز خاک
- new arrived تازه رسيده، تازه وارد شده
- new-come تازه رسيده
- overripe بسيار رسيده، ترشيده .
- incorp مخفف: به ثبت رسيده
- registered capital سرمايه به ثبت رسيده، سرمايه ثبت شده
- arriviste تازه به دوران رسيده
- paprica ميوه رسيده فلفل قرمز.
- paprika ميوه رسيده فلفل قرمز.
- carpetbagger تازه بدوران رسيده وفاسد، مسافر خورجين دار.، فرصت طلب
- griff (درهند) اروپايي تازه رسيده، نوچه، تازه کار
- griffin (درهند) اروپايي تازه رسيده، نوچه، تازه کار
- nouveau riche (فرانسه) تازه بدوران رسيده .
- backtell ابلاغ دستورات رسيده از رده بالا، رله کردن دستورات، تکرار فرامين
- feed water آب رسيده به ديگ بخار ناو (دريايي)
- ripe lips لبهاي قرمز (با اشاره برنگ ميوه رسيده)
- brie پنير نرمي که بوسيله کفک رسيده شده باشد.
- semifinalist کسيکه بمرحله مسابقات نيمه نهايي رسيده .
- inbox درون صندوق پستي، رسيده