رعیت معنی انگلیسی bondman citizen liege liegeman peasant vassal villein واژههای انگلیسی با این معنی granger رعيت، ضابط ده، عضو انجمن پشتي بانان کشاورزي ryot رعيت، کشاورز مستاجر vassal رعيت ملک تيول، بنده، نوکر liegeman رعيت جان نثار، بيعت کننده rayah رعيت غير مسلمان درترکيه Britisher انگليسي نژادي که رعيت انگليس باشد helot بنده، رعيت، غلام villein بنده، رعيت villeinage رعيتي، مالکيت رعيت، ارباب رعيتي. farmer برزگر، زراعت کار، رعيت Hellene يوناني، يوناني باستاني، رعيت يونان liege man هم بيعت نسبت به تيولدار، وفادار، رعيت جان نثار. liege تيول دار، صاحب تيول، ارباب husbandman کشاورز، کشتکار، برزگر peasant روستايي، دهقاني، دهقان subject موضوع، مبحث، مسنداليه serf بنده، برده، زر خريد