رم کردن معنی انگلیسی bolt shy واژههای انگلیسی با این معنی boggle درنگ يا انديشه کردن، رم کردن، کارسرهم بندي کردن emancipate ازادکردن، ازقيدرهاکردن، (در رم باستان) ازاختيارپدرخارج کردن stampede رم، وحشت، ترس ناگهاني عده اي اسب يا گاو drive راندن، بردن، عقب نشاندن tasked راندن، بردن، عقب نشاندن tasking راندن، بردن، عقب نشاندن scare ترساندن، چشم ترسيده کردن، هول دادن frighten ترساندن، هراسانيدن، وحشت زده کردن