زدن به
معنی انگلیسی
application apply
واژههای انگلیسی با این معنی
- wade به آب زدن، به سختي رفتن، پياده رفتن از
- hustle تنه زدن به، هل داد، تکان دادن
- sideswipe پهلو زدن به، برخورد کردن به پهلوي چيزي.، تصادف يا ضربه ي از پهلو
- lubricate روغن زدن به، چرب کردن، ليز کردن
- iodize يد زدن (به)
- traduce افترا زدن به، بهتان زدن به، بدنام کردن
- calumniate افترا زدن به، بهتان زدن به، بد نام کردن
- tradece افترا زدن به، بد نام يا رسوا کردن
- calumnaite افترا زدن به، بهتان زدن به
- accuse تهمت زدن (به)، متهم ساختن، شکايت کردن از
- denunciate تهمت زدن (به)، متهم ساختن، شکايت کردن از
- incriminator تهمت زدن (به)، متهم ساختن، شکايت کردن از
- touch درست زدن (به)، لمس کردن، بساويدن
- touchable درست زدن (به)، لمس کردن، بساويدن
- slap سيلي زدن (به)، طپانچه زدن (به)، با دست زدن به
- undershoot به زير هدف زدن، به هدف نرسيدن، پيش از باند فرودگاه فرودآمدن
- key storke ضربه زدن به کليد
- naphthalize نفتالين زدن (به)
- pandy به کف دست چوب زدن، چوب زني
- head butt با سر به حريف زدن
- key stroke ضربه زدن به کليد.
- mislabel برچسب عوضي زدن به
- taw زاغ زدن به (پوست)
- vitaminize ويتامين به غذا زدن، داراي ويتامين کردن.