سرقت کردن معنی انگلیسی rob steal thieve واژههای انگلیسی با این معنی housebreak سرقت کردن، بخانه دستبرد زدن، حرز را شکستن. commit theft سرقت کردن، دزدي کردن attempting to steal شروع کردن به سرقت hold up با اسلحه سرقت کردن، مانع شدن، قفه purlion دزديدن، سرقت کردن burglarize شبانه دزديدن، سرقت مسلحانه کردن. hijack دزديدن، کالا ربايي کردن، سرقت مسلحانه کردن affricate انسدادي - سايشي (در زبان شناسي)، ادغام، ادغام صوتي. steal دزديدن، بسرقت بردن، بردن heist بلند کردن، دزدي کردن، دزدي