سرپوش معنی انگلیسی cap coiffure headgear lid top wimple واژههای انگلیسی با این معنی operculum سرپوش، در dish-cover سرپوش lid سرپوش سر، در پلک، سر پوش operculate سرپوش دار، دردار lagvt تخته سرپوش، سرپوش گذاشتن، تخته چليک cover plate صفحه سرپوش، پشت بند صفحه بست mercy seat سرپوش رحمت، تخت خدا air-trap سرپوش چاهک، بادگير magneto cover سرپوش مگنت batterty cover سرپوش باتري dust cover سرپوش غبارگير unhood سرپوش برداشتن از، اشکار کردن. pyloric valve دريچه يا سرپوش باب المعده capel سرپوش فلزي انتهاي کابلهاي فولادي covering پوشش، سرپوش، جلد lidless بي در، بي سرپوش، بي پلک valvate دريچه دار، سرپوش دار tricuspid valve دريچه سه لختي، سرپوش سه گوش. valve دريچه، سوپاپ، سرپوش valvular دريچه، سوپاپ، سرپوش capping کلا ه سازي، پوشش، سرپوش casquet کلاه خود سبک و باز، کاسکت، سرپوش. coverup لاپوشاني، نهانسازي، سرپوش گذاري epiglottis زبان کوچک، زبانک، سرپوش چاک صدا