سرگردان بودن معنی انگلیسی drift wander واژههای انگلیسی با این معنی stravage سرگردان بودن، بي هدف بودن، پرسه زدن. stravaig سرگردان بودن، بي هدف بودن، پرسه زدن. wander سرگردان بودن (يا شدن)، آواره بودن (ياشدن)، بيراه شدن wanderingly سرگردان بودن (يا شدن)، آواره بودن (ياشدن)، بيراه شدن traipse قدم زدن، راه رفتن، بزحمت راه رفتن Gypsy کولي، غربتي، زن سيه چرده ياشيطان