سپس
معنی انگلیسی
next then
واژههای انگلیسی با این معنی
- then سپس، پس (از آن)، از آن پس
- afterwards سپس، بعد از آن
- henceforward زين سپس، ازاين پس
- fortepiano بلند و سپس آهسته بنوازيد
- bulimarexia بيماري وسواس خوردن خوراک زياد و سپس، استفراغ عمديآن .
- trochee واحد شعري داراي يک هجاي موکد و سپس يک، هجاي غير موکد، تروکي
- sclaff ضربه چوب به زمين و سپس به گوي بجاي ضربه، مستقيم به گوي (گلف)
- subsequently پس از آن، سپس، بعداً
- henceforth ازاين پس، زين سپس، ازاين ببعد
- hereafter ازاين پس، زين سپس، بعدازاين
- alumetize آلومينيوم روي فولاد با پيستوله تزريق شده، و سپس گداخته مي گردد
- gravlax ماهي آزاد که به آن نمک و شکر و فلفل و شويد، زده سپس در سس ميخوابانند و همراه، خردل و شويد سروميکنند
- nova ستاره اي که روشنايي آن چند روزي افزوده، ميشودو سپس به حالت اول برمي گرد د
- novae ستاره اي که روشنايي آن چند روزي افزوده، ميشودو سپس به حالت اول برمي گرد د
- cuchifrito قطعه ي کوچکي از گوشت خوک که ابتدا در آرد، و تخممرغ فرو کرده و سپس سرخ ميکنند
- lohmannizing غوطه ور ساختن فلز در نمکهاي ملقمه کننده، و سپس روکش کردن آنها توسط دو يا چند، آلياژ پوشاننده محافظ
- parkerizing عملياتي که در آن فلز در محلولي از اسيد، فسفريک و دي اکسيد منگنز داغ شده و سپس، در روغن غوطه ور ميگردد تا از خوردگي
- afterward پس از آن، بعد از آن، سپس
- superheterodyne گيرنده راديويي که در آن سيگنال دريافتي، با فرکانس نوساني موضعي به منظور ايجاد، فرکانس بينابين که سپس با مزيتهاي متعدد
- venturi لوله ونتوري، کانال يا مجرايي براي جريان، سيال که در گلوگاه کمترين سطح مقطع را
- whereupon که در نتيجه آن، که در روي آن، روي چه
- next بعد، ديگر، آينده
- now اکنون، حالا، حال