شل معنی انگلیسی cripple bum limp floppy soft lame rocky shaky slackly thin watery weak wobbly واژههای انگلیسی با این معنی loose شل، لق، گشاد ungirt شل، نامحکم، کشيده نشده flyaway شل وول، سبک، گيج flappy شل وول، اويخته، اويزان وگشاد unclench شل شدن، سست شدن، شل کردن يا شدن. unclinch شل شدن، سست شدن، شل کردن يا شدن. unloose شل کردن، ازاد کردن، رها کردن loose texture بافت شل splashy داراي گل شل، پر گل، داراي دست انداز easing out line طناب شل کننده، شاخه شل کننده pushback hookup wire سيم با روکش شل flab گوشت شل و آويزان، گوشت اضافي spiccato آرشه را شل نگه داريد furcula ساختمان يا عضو چنگالي شل. slack سست، شل، کساد hipshot دچار دررفتگي استخوان لگن خاصره، شل، کژکپل characterless بي سيرت، شل، فاقد نشانها ياصفات اختصاصي loppy لق، شل، ول limper لنگ، شل، اهسته رو. sleazier سست، شل، شل بافت sleaziest سست، شل، شل بافت sleazy سست، شل، شل بافت baggier کيسه اي، شل، ول baggiest کيسه اي، شل، ول