loppy معنی فارسی لق شل ول شل واويزان. معنی کامل و مثالها /läp´ǝ/adj.● آویزان، آویخته و شل واژههای دیگر با معنی «لق» tippy لق، شل و ول، زود يک وري شونده jiggly لق، جنبنده، تکان خورده . short round فشنگ لق يا آسيب ديده، گلوله اي که کوتاه، خورده باشد (توپخانه) loose شل، لق، گشاد wobbly لرزان، جنبنده، لق. judder لرزيدن، متزلزل بودن، لق بودن addle سختي، گرفتاري، ادم بي کله geek بازيگري که نقشهاي زننده و مشمئزکننده ايفا، ميکند، آدم عجيب وغريب windlestraw ساقه خشک علف، آدم لاغر و نحيف، موجود نحيف