jiggly
معنی فارسی
لق جنبنده تکان خورده .
معنی کامل و مثالها
/jig´lē/adj.
● دارای حرکت ورجه وورجه مانند، لرزشمند (انه)، جهمند(انه)، لق، لق و پلق
لق جنبنده تکان خورده .
/jig´lē/adj.
● دارای حرکت ورجه وورجه مانند، لرزشمند (انه)، جهمند(انه)، لق، لق و پلق
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن