دیکشنری فارسی

jiggly

معنی فارسی

لق جنبنده تکان خورده .

معنی کامل و مثال‌ها

/jig´lē/adj.

دارای حرکت ورجه وورجه مانند، لرزش‌مند (انه)، جهمند(انه)، لق، لق و پلق

واژه‌های دیگر با معنی «لق»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن