شمردن
معنی انگلیسی
count enumerate number
واژههای انگلیسی با این معنی
- count شمردن، حساب کردن، شمارکردن
- repute شمردن، فرض کردن، دانستن
- reckon شمردن، حساب کردن، دانستن
- enumerate شمردن، يکايک شمردن، يک يک نام بردن
- compute شمردن، حساب کردن، تخمين زدن
- account (.vt.& vi): شمردن، حساب کردن، محاسبه نمودن
- undercount کم شمردن، از قلم انداختن، سهو کردن
- vilipend پست شمردن، کم گرفتن
- delegation of authority مجاز شمردن، دادن اختيارات، دادن اختيار انجام عمل
- penalize جزائي شمردن، کيفري قلمدادکردن، جريمه کردن
- misprize ناچيز شمردن، خوار شمردن، کم بها دانستن
- re-count دوباره شمردن، از سر شمردن
- rule out غير محتمل شمردن، ممنوع ساختن، جلوگيري کردن.
- tell off شمردن وکنارگذاردن، تعيين کردن، توبيخ کردن
- canonize در زمره مقدسان شمردن، شرعي کردن
- numerate خواندن يا شمردن (عدد)
- count down از بالا به پايين شمردن، شمارش معکوس
- honour a contract قرارداد را محترم شمردن
- mandatory eight count شمردن تا 8 در ناک اوت (بوکس)
- long count شمردن تا 10 در ناک اوت (بوکس)
- computation حساب، شمردن، شماره
- miscount بدش ماري، بد شمردن، سهو کردن (در)
- recount نقل کردن، بر شمردن، يکايک گفتن
- disprize کم ارزش پنداشتن، دون شمردن، ارج ننهادن