صدا معنی انگلیسی noise phono- report ring song sound tone voice واژههای انگلیسی با این معنی voice صدا، آواز، صوت sonance صدا، اهنگ، طنين. tonicity صدا، اهنگ، نيرو بخشي phone صدا، صداي ساده، صداي تک noise صدا، شلوق، قيل و قال vox صدا، راي، عقيده bruit صدا، شايعات sound صدا، صوت noisier پر صدا، شلوق، شلوق کن noisiest پر صدا، شلوق، شلوق کن soundproof ضد صدا، مانع نفوذ صدا، عايق صدا. assonant هم صدا، شبيه درصدا، مشابه يا متجانس (درصدا) noiselessly بي صدا، بدون سر و صدا، بي سر و صدا slap bang با صدا، بضرب، سراسيمه soundless بي صدا، خاموش، ساکت cacophonous بد صدا، داراي تنافر noiseless بي صدا، بي سر و صدا noisily با صدا، با سر و صدا multisonant پر صدا، بسيار صدا multisonous پر صدا، بسيار صدا monophonous هم صدا، يک صدا undertone ته صدا، ته رنگ aphonic بي صدا calls صدا زدن، صدا کردن، خواندن