عهده
معنی انگلیسی
time
واژههای انگلیسی با این معنی
- cashier's check چکي که بانک عهده خود بکشد.
- carrier's risk ريسک به عهده شرکت حمل و نقل، خطرات به عهده حمل کننده
- tenantable repair تعميراتي که بر عهده مستاجر است، تعميرات جزيي عين مستاجره
- justiciar کسيکه امور قضايي و سياسي را عهده دارد
- hanging committee انجمني که عهده دارچسباندن يا اويختن عکس، هايي درنمايش باشند
- monopolylogue نمايشي که در آن يک تن عهده دارچند بخش است
- charge تصدي، عهده، گماشتگي
- responsibilities مسئوليت، عهده، عهده داري
- responsibility مسئوليت، عهده، عهده داري
- incumbency تصدي، عهده داري، وظيفه
- drawn on برات کشيدن، کشيده شدن عهده
- owner's risk ريسک صاحب کالا، خطر يا خطرات به عهده، صاحب کالا
- carrige forward پس کرايه، کرايه به عهده گيرنده کالا
- responsible مسئول، ذمه دار، عهده دار
- undertaking تعهد، تقبل، عهده داري
- undertake تعهد کردن، متعد شدن، عهده دار شدن
- undertaken تعهد کردن، متعد شدن، عهده دار شدن
- close corporation شرکتي با صاحبان سهام محدود که معمولا"، همين صاحبان سهام نيز مديريت و ساير امور، شرکت را بر عهده دارند
- caveat subscriptor اخطار به عضو، اخطار به مشترک، مسئوليت به عهده عضو ميباشد
- keeping نگهداري، حفاظت، توجه
- cosponsor متعهد مشترک، باني مشترک، مشترکا متعهد يا باني شدن
- forewoman زن مباشر، مباشر زن، زن کارگري که هم کار مي کند وهم نظارت کارگران
- draw on نزديک شدن (به)، باعث شدن، متصل شدن
- acquit تبرئه کردن، رو سفيد کردن، آزاد کردن