فروختن
معنی انگلیسی
market sell vend
واژههای انگلیسی با این معنی
- sell فروختن، بفروش رساندن، فروختن :بباد دادن
- vend فروختن
- sell for cash نقد فروختن
- sell off يکجا فروختن، ارزان فروختن، فروش يکجا وارزان.
- sell on credit نسيه فروختن
- regrate يکجاخريدن وخرده فروختن
- resell دوباره فروختن (پس از خريد)
- bootleg نوشابه هاي ممنوع را بطورقاچاق فروختن
- wine cooper کسيکه کارش جادادن يا فروختن باده است
- overbook بيش از ظرفيت بليط فروختن يا جا پيش فروش، کردن
- sell out تاتري که تمام بليط هايش بفروش رفته، يکجا فروختن، خيانت کردن.
- forward sale پيش فروش، نسيه فروختن
- sell by auction حراج کردن، به مزايده فروختن
- slow-moving داراي حرکت کند، کالاهايي که فروختن آنها، مدت زيادي طول ميکشد
- stock watering سهام تاسيسات گرانقيمتي را با قيمت، اختياري در بورس فروختن که مالا" به، تقليل قيمت ساير سهام منتهي شود
- punk بيهوده صرف کردن، ضايع کردن، مفت فروختن
- peddle دوره گردي کردن، وقت خود را بيهوده گذراندن، خرده فروختن
- alienate بديگري واگذاردن، انتقال دادن، بيزارکردن
- gold export point نقطه خروج طلا، نقطه اي است که به علت بالا بودن قيمت ارز، خارجي در کشور وارد کننده کالاي خارجي