قابل درک معنی انگلیسی cognizable comprehensible evident intelligible palpable plain understandable واژههای انگلیسی با این معنی perceptibly بطور قابل درک، چنانکه بتوان درک کرد، بطور محسوس machine sensible قابل درک توسط کامپيوتر comprehensible دريافتني، قابل درک، احاطه پذير unknowable ندانستني، غير قابل درک، نفهميدني inapprehensibility نامفهومي، قابل درک نبودن conceivable تصورکردني، متصور، قابل درک apprehensible دريافتني، درک کردني، قابل درک conceiver تصورکردني، متصور، قابل درک intelligibly بطور مفهوم، واضحا، چنانکه بتوان دريافت sensate داراي قدرت حس، حس دار، سوهشدار intelligible فهميدني، مفهوم، قابل فهم impalpable بسيار، نرم، لمس ناپذير unappreciable بسيار، نرم، لمس ناپذير unnoticeable بسيار، نرم، لمس ناپذير unobservable بسيار، نرم، لمس ناپذير impenetrable سوراخ نشدني، غير قابل دخول، راسخ inapprehensible درک نکردني، نفهميدني، نامفهوم scrutable قابل فهم، فهميدني، درک کردني incogitable درک نکردني، غير قابل تصور