قوز معنی انگلیسی crouch hunch slouch stoop واژههای انگلیسی با این معنی hump قوز، کوژ، کوهان hump back پشت قوز، ادم قوز پشت hunchback پشت قوز، آدم قوز پشت humpback قوز پشت، گوژ پشت hvnch backed قوز پشت pigeon breast قوز سينه، سينه مرغي bossed برآمدگي، قوز، قبه سپر bossing برآمدگي، قوز، قبه سپر umbo قبه سپر، قوز، برامدگي squat چنباتمه زدن، قوز کردن lordosis (طب) تو رفتگي استخوان، قوز وارونه outdare به مبارزه طلبيدن، سر قوز آوردن، تحريک بجنگ کردن hunch خم کردن، بشکل قوز در آوردن (با up يا out)، قوزکردن camber خميده کردن، منحني کردن، قوز يا خميدگي اندک knob قبه، دگمه، برامدگي boss رئيس کارفرما، ارباب، برجسته