لاف زدن معنی انگلیسی boast brag glorify magnify rodomontade vaunt واژههای انگلیسی با این معنی brag لاف زدن، نازيدن، باليدن boast لاف زدن، باليدن، نازيدن roister لاف زدن، شات وشوت کردن thrasonical لاف زدن vainglorious لاف زدن vaunt لاف زدن (از)، لاف، خود ستايي flub اشتباه احمقانه، لاف زدن، توپ خالي زدن. ruffler خودفروش، لاف زدن bluff توپ زدن، حريف را ازميدان درکردن، لاف زدن bluster غوغاکردن، شات وشوت کردن، لاف زدن blaw دميدن، فوت کردن، لاف زدن gasconade لاف، لاف زني، لاف زدن rodomontade لاف بيهوده، گزاف، بيهوده flourish ارايش، تزيين، زينت gas گاز، هواي دم دار، بنزين gammon (دربازي نرد) مارس، مارس کردن، نمک زدن ودودي کردن