لرزه معنی انگلیسی quake quiver shake shakes shiver shudder thrill tremble tremor trepidation واژههای انگلیسی با این معنی world shaking زمين لرزه، تکان دهنده، بسيار مهم. earthquake زمين لرزه، زلزله vibrationless بدون لرزه seismogram لرزه نگاشت epifocal لرزه کانوني multivibrator لرزه گر مرکب seismography شرح زمين لرزه، زلزله نگاري hypocenter مرکز زمين لرزه، ميانگاه زمين لرزه، رجوع شود به ground zero synchronous vibrator لرزه گر همزمان seismic وابسته بزمين لرزه، زلزله اي seismically وابسته بزمين لرزه، زلزله اي microseism رمين لرزه نامحسوس seismism پديده هاي زمين لرزه، فعاليت لزرشي وارتعاشي. tromometer آلت سنجش زمين لرزه هاي جزئي ground swell خيزاب درياپس ازطوفان يازمين لرزه، يادرنتيجه طوفان يازمين لرزه epicentre نقطه ظهوروانتشارزمين لرزه درسطح زمين isoseismic line خطي که بوسيله ان جاهايي که زورزمين لرزه در، انهايکسان است نشان ميدهد thrill لرز، لرزه، ارتعاش thrillingly لرز، لرزه، ارتعاش fremitus تپش، لرزه moonquake زلزله ي کره ماه، مه لرزه fibrillation فيبريلاسون، دل لرزه vibratory testing machine دستگاه آزمايش نوسان، لرزه سنج seaquake زلزله ي دريايي، دريا لرزه، زمين لرزه در ته دريا