له
معنی انگلیسی
pro
واژههای انگلیسی با این معنی
- Polack له، لهستاني
- crush له کردن، خردکردن، شکست دادن
- granulize له کردن، خردکردن، شکست دادن
- legatee موصي له، ميراث بر، ارث بر
- squelcher له کننده، چلپ چلوپ کننده .
- recognizee مضمون له، محکوم له
- winning party محکوم له، دادبرده
- squasher له کننده .
- neutral vowel صداي له شده
- lateral yield له شدگي جانبي
- squashy زياد نرم، له
- squish صداي شکستن يا پرتاب چيزي، له کردن، خورد کردن.
- press فشار دادن، له کردن، چلاندن
- bruise کوفته کردن، له کردن، کوبيدن
- squeeze فشردن، له کردن، چلاندن
- elide حذف کردن، له کردن، ترخيم کردن
- squelch خرد کردن، له کردن، ساکت کردن
- mauler خرد کننده، له کننده، خشن.
- mealy mouthed آهسته حرف زن، سخن له کن، بي خلوص
- opera hat کلاه نرم که بازيگران برسرميگذارند، کلاه له شو
- squoosh آب لمبو کردن، له و آبکي کردن، رجوع شود به slosh
- precatory words عبارتي که موصي در وصيت نامه بموجب ان تقاضائي، از موصي له کرده باشد
- restraint of marriage شرط ضمن هبه يا وصيت که به طور مطلق، ازدواج متهب يا موصي له را منع کنند
- promisee کسيکه با قولي داده شده است، قول گيرنده، متعهد له