لوس معنی انگلیسی apish babyish flat gingerbread rotten self-indulgent واژههای انگلیسی با این معنی spooney لوس، احمق، اهل بوس وکنار cosset بره دست آموز - بچه نازپرورده - بچه لوس cornball قديمي و مبتذل، لوس و بيمزه، بيلطف و پيش پا افتاده gaudier زرق وبرق دار، نمايش دار، لوس gaudiest زرق وبرق دار، نمايش دار، لوس gaudy زرق وبرق دار، نمايش دار، لوس chilish بچگانه، ناپسند، لوس. barnacle سرخاب، کشتي چسب (جانوري که به ته کشتي ميچسبد)، طفيلي لوس bloodsuckers سرخاب، کشتي چسب (جانوري که به ته کشتي ميچسبد)، طفيلي لوس goofy احمق، کارنکن، از زير کار دررو bimbo آدم، شخص، يارو frore يخ زده، بسيارسرد، پوشيده ازشبنم يخ زده winterier زمستاني، سرد، خنک winteriest زمستاني، سرد، خنک wintrier زمستاني، سرد، خنک wintriestwintery زمستاني، سرد، خنک wintry زمستاني، سرد، خنک