مبهوت کردن معنی انگلیسی amaze astonish confuse mystify nonplus perplex stun واژههای انگلیسی با این معنی flabbergast مبهوت کردن، بشگفت دراوردن، مات کردن astound متحير کردن، مبهوت کردن، گيج کردن dumbfound گيج کردن، مبهوت کردن، زبان بندکردن dumfound گيج کردن، مبهوت کردن، زبان بندکردن dazzle خيره کردن، مبهوت کردن، خيره شدن bedazzle مسحورکردن، مات و مبهوت کردن، بکلي خيره کردن besot خرف کردن، مست کردن، گيج کردن amaze سرگشته کردن، مات کردن، متحيرساختن zonk ضربه زدن، کتک زدن، کوفتن bewildering گيج کردن، سردرگم کردن، سرگشته کردن perplex گيج کردن، سردرگم کردن، سرگشته کردن stupefies گيج کردن، بيهوش کردن، تخدير کردن stupefy گيج کردن، بيهوش کردن، تخدير کردن