متحمل
معنی انگلیسی
sufferer
واژههای انگلیسی با این معنی
- bolsterup متحمل شده
- bearing support تکيه گاه متحمل بار
- ultimate bearing capacity حداکثر فشار متحمل پي
- landing wires سيمهايي براي متحمل شدن نيروهاي وارد بر، سازه هواپيما در حال فرود
- tail skid قسمتي که وزن دم هواپيما را متحمل ميشود
- incur برخود اوردن، متحمل شدن، مواجه شدن با
- lift strut پايه هايي که بار کششي حاصل از ايجاد، نيروي براي بال را متحمل ميشوند
- lift wire سيم هايي که بار کششي حاصل از ايجاد، نيروي براي بال را متحمل ميشوند
- working lead بار يا نيرويي که ساختمان يا جزيي از آن، هنگام کارکرد معمولي متحمل ميشود
- presumable فرض کردني، قابل فرض، متحمل
- endure تحمل کردن، بردباري کردن دربرابر، متحمل شدن
- sustain نگاهداري کردن، نگهداشتن، متحمل شدن
- defray دادن، پرداختن، متحمل شدن
- defrayable دادن، پرداختن، متحمل شدن
- liable مسئول، مشمول، محکوم
- unapt نامناسب، ناجور، نامتمايل
- improbable نامحتمل، دور، بعيد
- stick out اصرار کردن، پيش امدگي داشتن، جلو امدن
- feasible شدني، کردني، عملي