متلاطم معنی انگلیسی billowy choppy rough turbulent wavy wild واژههای انگلیسی با این معنی turbulent flow جريان متلاطم، جرياني است که درآن عدد، رينولدز از 2300 بيشتراست free eddy جريان متلاطم آزاد pecky سکندري خورنده، متلاطم، طوفاني. damping vane پره اي در فلومتر سوخت براي کاهش دادن، و گرفتن نوسانات حاصل از جريان متلاطم agitated آشفته، مضطرب، متلاطم drifting mine مين شناور، مين آزاد، مين متلاطم roughen زبر کردن، بهم خوردن، متلاطم شدن vext آزردن، متغير کردن، متلاطم ساختن turbulent گردنکش، ياغي، سرکش boisterous پرصدا، بلند، غوغايي rumbustious پرصدا، بلند، غوغايي furious اتشي، بسيارخشمگين، سخت sodden جوشاندن، پختن، جوشيدن seethe جوشاندن، پختن، جوشيدن