مردن معنی انگلیسی decease depart die dying expire fail part pass perish succumb واژههای انگلیسی با این معنی die مردن، درگذشتن، جان دادن pass away مردن، درگذشتن. ready to die اماده مردن، اماده براي مرگ predecease زودتر مردن از، پيش مرگ کسي شدن d. wish خواهش هنگام مردن swan song اواز غو هنگام مردن، غزل اخر، اخرين اثار winterkill مردن يا کشتن زمستانکشي کردن، زمستان کشي، تلفات زمستان short shrift مهلت مختصربراي اقرار بگناه پيش از مردن d. of macabre تصويري که دسته مردن را ازپست و بلند نشان مي، دهد necro- پيشوندي است به معني ((مردن)) ((مرگ)) ((زوال)) که به اول، کلمات ديگر ميچسبد. perish هلاک شدن، مردن، تلف شدن succumb از پا درآمدن، مردن، تسليم شدن gasp out life جان دادن، مردن pass out ناگهان بيهوش شدن، مردن. euthanasia اسان ميري، مردن راحت drop off بخواب رفتن، (مج.) مردن. intestacy بي وصيتي، بي وصيت مردن eschew پرهيزکردن از، اجتناب مردن از memento mori بيادآور که بايد بميري، کاسه يا چيز ديگري که انسان را بياد مردن، مياندازد die down تحليل رفتن، روبزوال نهادن، مردن. dying مردني، ميرنده، درحال مردن moribund مردني، مختصر، نزديک به مردن moribundity مردني، مختصر، نزديک به مردن strave گرسنگي کشيدن، گرسنگي خوردن، از گرسنگي مردن