مردود
معنی انگلیسی
bankrupt
واژههای انگلیسی با این معنی
- off-cast مردود، دورانداخته، شخص يا چيز مردود
- castway مردود، رانده، کشتي شکسته
- reprobatory مردود، فاسد.
- disallowed kick گل مردود
- wash-out گل مردود
- rebuttable presumptions فرض مردود، احکام قابل رد
- reprobate مردود دانستن، رد کردن، از رستگاري محروم کردن
- disconfirm مردود شناختن، بيارزش اعلام کردن
- castaway رانده، مردود، دورانداخته
- banned ملعون، مردود، مغضوب
- accursedly ملعونانه، بطور مردود
- put away کنار گذاردن، مردود ساختن، طلا ق دادن
- outcast رانده، بيرون انداخته، مردود
- cast off بيرون انداخته شده، متروک، مردود
- cast-off دورانداختن، کنارگذاشته، مردود
- run out باخر رسيدن، خسته شدن، مردود شدن.
- reprobation رد، عدم قبول، مردود خواني
- tell off شمردن وکنارگذاردن، تعيين کردن، توبيخ کردن