مشاهده کردن معنی انگلیسی behold note notice observe remark watch واژههای انگلیسی با این معنی perceivably مشاهده کردن، ديدن، دريافتن perceive مشاهده کردن، ديدن، دريافتن sight the anchor مشاهده کردن لنگر (دريايي) see ديدن، مشاهده کردن، نگاه کردن behold ديدن، مشاهده کردن، نظاره کردن direct observation ديدباني مستقيم، مستقيما مشاهده کردن glom ربودن، برداشتن، نگريستن. descried بنظراوردن، ديدن، تشخيص دادن descrier بنظراوردن، ديدن، تشخيص دادن descries بنظراوردن، ديدن، تشخيص دادن descry بنظراوردن، ديدن، تشخيص دادن twing شاخه کوچک، ترکه، فهميدن ovservation مراقبت، رعايت، مراعات