مشورت
معنی انگلیسی
conferment conferral counsel guidance
واژههای انگلیسی با این معنی
- counsel مشورت، شور، تدبير
- rede مشورت، پند، تدبير
- consultation مشورت، گفتگو، کنگاش
- advisement مشورت، تامل
- misadvise مشورت بد، دادن به
- advisory مشورت آميز، مشاور
- consultee مشورت دهنده، طرف مشورت، مشاور
- consultant مشورت کننده، پزشک مشاور
- consulter مشورت کننده
- consult مشورت کردن با، مشورت خواستن، از
- powwowing مشورت کردن با، مشورت خواستن، از
- take counsel with مشورت کردن با، با وکيل مشورت کردن
- consultatory مشورت آميز - مشاور
- legal advice مشورت يا نظر قضايي
- advice صوابديد، مشورت، مصلحت
- deliberate شورکردن، مشورت کردن، انديشه کردن
- adviser مشاور، مشورت دهنده، مستشار
- take medical a به پزشک مراجعه کنيد، باطبيب مشورت نماييد
- recommendatory توصيه اميز، داراي جنبه سفارش :مشورت اميز، نصيحت اميز
- council of Europe شوراي اروپا، شورايي که جهت بحث و مشورت در کليه امور، اعضا غير از دفاع ملي
- deliberation سنجش، انديشه آزاد، مشورت
- deliberatively سنجش، انديشه آزاد، مشورت
- deliberativeness سنجش، انديشه آزاد، مشورت
- advise آگاهانيد، آگاهي دادن، مشورت دادن