مطالبه
معنی انگلیسی
claim
واژههای انگلیسی با این معنی
- demand note مطالبه نامه، سفته، چک
- exaction مطالبه بزور، تحميل، سخت گيري
- unclaimed مطالبه نشده
- energy demand مطالبه انرژي
- trover مطالبه خسارت
- claim guarantee form مطالبه پرداخت ضمانتنامه
- property in action مال قابل مطالبه از طريق قانوني، مالکيت مورد حمايت قانون
- pray in aid دعوي مطالبه منافع ناشي از محتويات يک، سند
- exigible خواستني، مطالبه کردني، تعلق گيرنده
- claimable ادعاکردني، مطالبه کردني
- undercharge کم حساب کردن، کم مطالبه کردن از، کم خرج گذاشتن در (تفنگ)
- claim for indemnification ادعاي تضمين خسارت، مطالبه پرداخت خسارت، مطالبه پرداخت غرامت
- haulage کشش، پولي که راه اهن بابت هزينه کشش مطالبه ميکند
- demandable خواستارشدني، تقاضاکردني، قابل مطالبه
- demandant خواستار، خواهنده، مطالبه کننده
- demand تقاضا، خواستاري، درخواست
- unasked سوال نشده، خواسته نشده، پرسيده نشده
- use and occupation انتفاع و تصلاف، عنوان دعوي که مالک عليه مستاجري که پس از، انقضاء مدت اجاره از ملک استيفاء منفعت
- confession and avoidance اقرار مقيد، به اين معني که مقر، مورد ادعا يا
- things in action اموال ديني، اموالي که بالفعل در تصرف شخصي نيستند، ولي نسبت به آن ها حقي دارد و مي تواند