معشوقه معنی انگلیسی fancy woman inamorata kept ladylove paramour sweetheart valentine flame واژههای انگلیسی با این معنی lady-love معشوقه، محبوبه، شاهد ladylove معشوقه، محبوبه . dowsabel معشوقه، دلبر. inamorata معشوقه gun moll معشوقه دزد مسلح. Delilah دليله معشوقه سامسون.، محتاله، فريبنده masochism رضا بجفاي معشوق يا معشوقه، لذت بردن ار جفاي معشوق يا معشوقه masochistically رضا بجفاي معشوق يا معشوقه، لذت بردن ار جفاي معشوق يا معشوقه valentine معشوقه يا معشوقي که شخص در روز 14 فوريه، براي خود برمي گزيند ... inalterably بطور تغيير ناپذير، معشوقه، دلارام girlfriend دوست دختر، معشوقه، زني که دوست زن ديگري است chamberer کلفت، معشوقه، پيشکار lass n دختر بچه، معشوقه lassie دختر بچه، معشوقه luv عزيز، معشوق يا معشوقه، عزيزم lass دختر، زن جوان.، معشوقه maitred'hotel سرپيشخدمت، مدير مهمانخانه، معشوقه . mistress بانو، خانم، کدبانو heartthrob تپش قلب، هوس.، احساسات زياده از حد dona بانو، خانم، زن psyche روان، روح، جان love دوستي، محبت، حب lovelessly دوستي، محبت، حب lovelessness دوستي، محبت، حب