مغایر معنی انگلیسی inconsistent adverse contrary counter incompatible inimical repugnant واژههای انگلیسی با این معنی variant مغاير، گوناگون، مختلف cross purpose قصد مغاير، قصد متقابل. contradictory judgements احکام مغاير autosexing داراي صفات جنسي مغاير با نوع خود . offbeat قطعه موسيقي ناهماهنگ، مغاير، خل. adverse مخالف، مغاير، ناسازگار contraries مخالف، مغاير، ناسازگار contrary مخالف، مغاير، ناسازگار conflicting بهم ناسازگار، مغاير، مخالف conflictive بهم ناسازگار، مغاير، مخالف irreverential مبني بر بي حرمتي، مغاير حرمت repugnant مخالف، ناسازگار، مغاير jarring تکاندهنده، مخالف، مغاير inimically دشمنانه، بطور خصومت اميز، بطور مغاير irreverent بي احترام، احترام نگذار، بي ادب inimical دشمنانه، خصومت اميز، مخالف alien بيگانه، خارجي، غريب emigre بيگانه، خارجي، غريب abhorrent متنفر، منزجر، بيمناك jar بلوني، کوزه دهن گشاد، سبو