مقصر معنی انگلیسی blamable blameable blameworthy culpable guilty واژههای انگلیسی با این معنی hangdog مقصر، شرمگين، ادم خبيث blamable مقصر، سزاوارسرزنش ياتوبيخ culpable مقصر، مجرم، سزاوارسرزنش shortcomer مقصر self incrimination مقصر شماري خود. guiltier گناهکار، مقصر، مرتکب guiltiest گناهکار، مقصر، مرتکب guilty گناهکار، مقصر، مرتکب deliquent غفلت کار، مقصر، جرم non feasor کوتاهي کننده، مقصر shorrcomer کوتاهي کننده، مقصر culprit متهم، مقصر self condemned محکوم شده توسط نفس خود، مقصر نزد وجدان خويش. sef accusatory متهم کننده نفس خود، خود را مقصر داننده . delinquent غفلت کار، کوتاهي کننده، مقصر faulty معيوب، عيبناک، مقصر blameful سزاوارسرزنش، شايان توبيخ، مقصر tort feasor خاطي، متجاوز، مقصر nocent زيانرسان، مضر، مقصر. inculpate متهم کردن، تهمت زدن به، مقصر دانستن faultful معيوب، عيبناک، ناقص defaulter کوتاهي کننده، قصورکننده، طفره زن criminal جنائي، جنايتي، جنايتکار offender متخلف، تخلف کننده، خطا کار