منصرف کردن معنی انگلیسی deter discourage dissuade turn wean واژههای انگلیسی با این معنی dissuade منصرف کردن، بازداشتن، خيال (کسيرا) وازدن divert برگردانيدن، منحرف، منصرف کردن rerouting برگردانيدن، منحرف، منصرف کردن distract برگردانيدن، بازداشتن، دورکردن distractingly برگردانيدن، بازداشتن، دورکردن give up منصرف شدن، ول کردن، ترک کردن unthink فکر خود را عوض کردن، از انديشه ي خود بيرون کردن، منصرف شدن put by منصرف شدن، قطع کردن، کنار گذاردن