مو کردن معنی انگلیسی low واژههای انگلیسی با این معنی brush up باقلم مو رنگ کردن، معلومات خود را تجديدکردن، تجديد خاطره کردن. bristling براي راست شدن و تقسيم کردن مو و ريش و، سبيل زبر و پرمو استفاده ميشود . bristle موي زبر، راست کردن (مو)، براق شدن tousle برهم زدن، پريشان کردن (مو)، مچاله کردن accord (.vt.& vi): جورکردن، وفق دادن، اشتي دادن accompany همراهي کردن، همراه بودن(با)، سرگرم بودن (با) teaze ازاردادن، اذيت کردن، کسي را دست انداختن flaw مو، ترک، درز flawlessly مو، ترک، درز flawlessness مو، ترک، درز