دیکشنری فارسی

tousle

معنی فارسی

برهم زدن پريشان کردن (مو) مچاله کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/tou´zǝl/n., vt.

ژولیدگی، آشفتگی (به ویژه موی سر) پریشانی

ژولیده کردن، (گیسو) پریشان کردن، آشفته کردن

she ran out of the bedroom with tousled hair

با گیسوان ژولیده از اتاق خواب بیرون دوید.

ریشه و کاربرد

Verb

To make something, especially a person's hair, untidy.

ریشه

From Middle English touselen, equivalent to touse +‎ -le.

مثال

  • She likes to tousle her son's hair.
  • He tousles the dog's fur playfully.
  • She tousles the bed sheets when she gets up.

ترکیب‌های رایج

Tousle hair Tousle fur Tousle sheets

واژه‌های دیگر با معنی «برهم زدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن