موجدار معنی انگلیسی undulant wavy واژههای انگلیسی با این معنی rippler موجدار. tabbies حرير موجدار، اعتابي، گربه ماده tabby حرير موجدار، اعتابي، گربه ماده corrugated sheet صفحه موجدار، کنگره اي، ورقه کنگره اي corrugated tube لوله موجدار corrugated cardboard مقواي موجدار، مقواي محکمي که در، بسته بندي بکار مي رود corrugated skin پوسته موجدار wave winding سيم پيچ موجدار corrugated rolling mill دستگاه نورد ورق موجدار multiplex wave winding سيم پيچ موجدار چند راهه undulate موج نما، موجي، موجدار moir خارا، پارچه، موجدار moire خارا، پارچه، موجدار marcel گيسو را فر زدن، فر گيسو.، فر موجدار crimpy منقبض، چروک دار، پيچيده . cymoid گرزني، داراي گل آذين گرزني، موجي crimple چروکيده کردن، مچاله کردن، چيندار کردن wimple کلاه زنان تارک دنيا، پوشاندن، چين دار کردن