میخ
معنی انگلیسی
nail peg pin
واژههای انگلیسی با این معنی
- nail ميخ، ناخن، چنگال
- piton ميخ
- nailhead سر ميخ، زينت سرميخي
- impalement ميخ کشي، چار ميخ کشي، دارزني
- king-pin شاه ميخ، شاه پيچ، سردسته
- o peg down ميخ زدن، با ميخ محکم کردن
- die hob ميخ پرچ، ميخ سر پهن
- linchpin ميخ آسه، ميخ محور
- boot maile ميخ کفش
- rivet ميخ پرچ
- studded with nails ميخ زده
- peg ميخ چوبي، گل ميخ، چوب رخت اويز
- spile ميخ چوبي، ميخچه، گل ميخ
- picket ميخ چوبي، ميخچه، چوب نوک تيز
- stake ميخ چوبي، ميخچه، ديرک
- juck work ميخ کوبي، کوبيدن ميخ در کف و ديوارهاي، کانال به منظور ايجاد رسوب
- spike ميخ بزرگ، سخ، سيخچه
- spica ميخ بزرگ، سيخ، سيخچه
- slitting ميخ سازي، اهن بري
- treenail ميخ چوبي
- tacker ميخ زننده، کوک زننده، جوش دهنده .
- spicate ميخ مانند، ميخي شکل، خار مانند.
- hobnail ميخ سرپهن، ميخ نعل
- direction peg ميخ نشانه