ناموافق معنی انگلیسی unsympathetic واژههای انگلیسی با این معنی non-concurrent ناموافق incompatible ناسازگار، ناموافق، منافي inconsonant ناجور، ناموافق incompliant قبول نکننده، ناهمراه، ناموافق instansigent راضي نشو، سخت گير در سياست، ناموافق disharmonious ناموزون، ناجور، ناموافق inconsistent متناقص، بي بروپا، نا استوار