نایب
معنی انگلیسی
lieutenant vice-
واژههای انگلیسی با این معنی
- vicegerent نايب، جانشين
- vice chancellor نايب رئيس، معاون، قائم مقام
- vice chairman نايب رئيس
- vice president نايب رئيس
- vice-president نايب رئيس
- vice presidency نايب رئيسي، نيابت
- vice cunsol نايب کنسول
- vice regent نايب السلطنه، وابسته به نيابت سلطنت.
- vice king نايب السلطنه، فرمانفرما
- viceroy نايب السلطنه، فرمانفرما
- regent نايب السلطنه
- vicereine زن نايب السلطنه
- prince regent شاهزاده نايب السلطنه
- subprincipal معاون رئيس مدرسه، نايب رئيس، تير فرعي تاق.
- consular agent کنسول، نايب کنسول، قائم مقام کنسول (در محلهايي که کنسول
- procousul قائم مقام کنسول، نايب کنسول
- proconsular وابسته، نايب کنسولي
- exarch (در روم شرقي) استاندار، نايب السلطنه، (درکليساي خاور) اسقف بزرگ
- deputy-governor بخش دار، نايب الحکومه
- regencies هيئتي که بجاي پادشاه حکومت کنند، دوره حکومت نايب السلطنه
- regency هيئتي که بجاي پادشاه حکومت کنند، دوره حکومت نايب السلطنه
- verger متصدي نشان دادن جاي مردم در کليسا، حامل عصاي اسقف و نايب رئيس دانشگاه
- deputies نماينده، جانشين، نايب
- deputy نماينده، جانشين، نايب