نجابت معنی انگلیسی chastity gentleness grace grandeur honor virtue virtuousness واژههای انگلیسی با این معنی nobility نجابت، اصالت خانوادگي، طبقه نجبا يا اعيان kalokazzthia نجابت nobleness نجابت heraldic نجباوعلائم نجابت خانوادگي، نشان نجابت خانوادگي، ايين وتشريفات نشانهاي خانوادگي heraldries نجباوعلائم نجابت خانوادگي، نشان نجابت خانوادگي، ايين وتشريفات نشانهاي خانوادگي heraldry نجباوعلائم نجابت خانوادگي، نشان نجابت خانوادگي، ايين وتشريفات نشانهاي خانوادگي blazonry علامت يانشان نجابت خانوادگي، نشان دار، نمايش و جلوه هنري پرشکوه emblazon بانشانهاي نجابت خانوادگي اراستن، نمايش دادن armigerous داراي حق داشتن نشان نجابت خانوادگي armorrial وابسته به نشانهاي نجابت خانوادگي و القاب، اشرافي scutcheon سپري که داراي نشانهاي نجابت خانوادگي باشد، شپر escutcheon سپري که داراي نشانهاي نجابت خانوادگي باشد gentlewomanliness بانومنشي، نجابت، معقولي gentlemanliness اقامنشي، نجابت، معقولي gentrice تربيت، نجابت، اصالت king of arms رئيس بخش، نشانهاي نجابت خانوادگي heraldry genteelness اقامنشي، بانومنشي، نجابت gentilesse نزاکت، ادب، نجابت. highbred باتربيت، اصيل، داراي تربيت يا نجابت خانوادگي. armiger ملازم، ملازم شواليه ها.، کسي که مجاز است نشان نجابت خانوادگي gentility اقامنشي، بزرگي، شرافت wellborn نيکزاده، اصيل، نجيب زاده ingenuousness سادگي، بي تزويري، راست بازي honor (honour) احترام، عزت، افتخار