نقاب معنی انگلیسی cover disguise mask veil واژههای انگلیسی با این معنی mask نقاب، روبند، رخ آويز falseface نقاب، چهره پوش، ماسک face wall نقاب، ماسک، ديوار بر veiling نقاب، تور صورت. masquer نقاب پوش، ماسک پوش towear a mask نقاب زدن، ماسک زدن masked ball رقص با نقاب، رقص با هيئت مبدل، بال ماسکه data mask نقاب داده ها mummery (لال) باز يبا نقاب، لودگي، آداب ديني خنده آور که نشانه زهد خشک باشد mumming نقاب پوشي و لال بازي mummer بازيگر نقاب پوش و لال بازي کن، بازيگر veil تور يا توري که روي را بدان بپوشانند، نقاب، روبند larvated پوشيده، نقاب دار، پنهان masquerade رقص، با نقاب و هئيت هاي مبدل، رقص مسخره آميز masque يکجورنمايش درسده هاي 16 و17 ميلادي که بازيگران، آن نقاب ميزنندولال بازي در weeper گريه کننده، نوحه خوان، نقاب سياه بيوه زنان peacenik صلح خواه، صلحچي، چپي با نقاب صلحجويي cover پوشش، لفاف، جلد